دایـره مینــا
 
منتخب آثار حمیـد رضـا ابراهیــم‌ زاده

پیش از این گمان می بردم که تناقضات رفتاری مردم از ترسشان است. اما در واقع این همه ماجرا نیست.
ما مردمان خود سر و متوهم و مسخ شده و‌ تماشاچی و بی تفاوت و بسیار بی جنبه هم داریم.
مردمی که حتی در مبارزه با گرانی اقدام به خرید انبوه می کنند و برای نخریدن سست هستند.
مردمی که از هزینه دادن ابا دارند .
و‌ذره ای گردن گیر رفتارشان نیستند!
همین رفتارها را در مسئولیت هایشان ابراز می کنند.
همه ما مسئولین جامعه امروزمان هستیم. اما دنبال مقصری بنام مسئول هم می گردیم.
یکی از مهمترین مسئولیت هایی که در جامعه داریم این است که درمان و هزینه های آن را بپذیریم
و برای قطع کردن چرخه بی تفاوتی و بی رحمی تلاش کنیم
از خود بپرسیم که تا بحال چه اندازه مسئولیت زندگی اجتماعی مان را پذیرفته ایم ؟
و‌چه اندازه متوقع و تماشا چی ایستاده ایم؟
روشن است که سندروم تماشاچی بودن در ماغوغا می کند.
در جامعه کسانی داریم که همه چیز را مفت می خواهند. و به دنبال رایگان بودن و صف های مفتی از هیچ تلاشی فرو‌گذار نمی کنند
همانهایی که منتظرند مملکت گل و بلبل شود منتها. یک شبه و‌ بدون‌تلاش ومشارکت خودشان..!.
همیشه از توسعه غرب صحبت می کنند اما رفتارهای چیپ از خود بروز می دهند.
آدمهای سمی و بی قانونی که هیچ اراده ای برای بهسازی و توسعه ندارند.
دل شان می خواهد دیگران کاری بکنند و‌ آنها ببینده و‌مصرف کننده بمانند...
مشارکت شان برای از بین بردن چرخه بی رحمی و‌بی مسئولیتی و گذشت برای بهسازی بسیار ضعیف است.
واین رفتار ها با اصول کرامت مترقی انسانی منافات دارد....
امانتداری
گذشت
راستگویی
مسئولیت پذیری
مشارکت در خیر و‌نیکی
بردباری و تاب آوری
انصاف
خردورزی و....
در مقابل :
دروغ
ریا
ربا
زنا
اختلاس و‌دزدی
بی رحمی
بی تفاوتی
بی گذشتی
خودکامگی و...
قرار دارد ودر هرآیینی آموزش این مفاهیم باعث قانون سازی و توسعه است.
اگر صرفا به شعار قناعت کنیم و از التزام عملی نسبت به آموزه های راستین دور باشیم هرگز رخ رستگاری و آرامش را نخواهیم دید.
فرار از آموزه ها وباورهای راستین باعث قانون ستیزی و رکود و فساد و‌تبعیض می شود
هیچ چیز این دنیا با بهانه و بی هزینه درست نمی شود.
آنهایی که هیچ هزینه و‌تبعاتی را گردن نمی گیرند. ومدام در پی بهانه تراشی و انتقادند
در واقع دنبال منطقه فراغی هستند که از آنها هزینه ای نطلبد
و
آموزش وپرورش وا رفته ای که نتوانست مهارت زندگی وتعاملات اجتماعی را با استفاده از باورهای راستین به درستی به نسل های نو در ۱۲ سال اختیارات آموزشی بی حد حصر خود انتقال دهد. و خود را آموزش و پرورش متدین و مومن ساز بداند!
درسنامه ها و‌گروههای تالیف کتب درسی که نخواستند و‌نمی توانند بخواهند حقیقت زلال و شیوه درست تبیین مفاهیم و‌مطالب آموزشی جریان یابد
معلمهایی که آموزش درست و صحیحی ندارند و برای معلمی جامعه تربیت نشدند...
اغلب گروههای علمی را کارمند بارآورده ایم و آنها را مشغول معیشت شان وادار کرده ایم.
آن وقت می گوییم
دوره قبلی بچه هایی را تحویل جامعه داد که ۸ سال جنگیدند و بی چشمداشت فداکاری کردند
از جان و مال و لذت های بودن و‌داشتن گذشت کردند.
مسئولیت ایرانی بودن شان را پذیرفتند
اما همان ها اکنون با بی تفاوتی ها و با منفعت جویی ها و بی رحمی هاجامعه امروزی را درست کردند و‌نسلی متزلزل را تحویل جامعه دادند.
همانهایی که با لقمه های شبهه دار و حرام به این غلظت از رفتارهای سمی رسیده اند...
رفتارهایی که از شدت حماقت شان هست
از مسخ شدن هایشان
از باورهای منحرف و افراطی وغلط شان.
به بی رحمی و بی تفاوتی عادت کرده اند.
از خود تماشا چی و خاله زنک ساخته اند
هرکاریشان بکنید‌ نقش خبر گزاری را دارند و از خود هیچ جنمی نشان نمیدهند....
برای عبور از بحران نیازمند پذیرش بیماری و هزینه های درمانی هستیم
باآگاهی و‌بردباری توانمند و تاب آور شویم.

والی الله المصير

حميدرضا ابراهيم زاده

21 بهمن 1404

تمامى حقوق مربوط به اين اثر در انحصار مولف محفوظ مى باشد


نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و یکم بهمن ۱۴۰۴ توسط حمیـــدرضـا ابراهیـــــم‌ زاده

دین ودینداری و توسعه
باورهای دینی مانند لباس شرافت بر پیکر انسان هستند
لباس باید خاصیت پوشانندگی و مراقبت از سرما و گرما و آبرومندی را در خود داشته باشد.
بدون آن می شود زندگی کرد و زنده ماند
اما بی برنامه وبی آبرو و بی اعتبار وبی بنیاد شد!
در واقع دین مجموعه ای از باورهایی است که باعث می شود انسان روشی برای زیستن درست و زندگی کردن داشته باشد.
انسان دیندار شرافتمندانه زندگی می کند.
ادیانی که سر چشمه خداوندی دارند برای انسان در هر موضوعی از پندارهای فردی و رفتارهای جتماعی برنامه های زندگی و یا قوانین ودستورالعمل راهبردی دارند.
در همه ادیان به اهمیت امانتداری و راستگویی و مسئولیت پذیری و گذشت و شکیبایی و انصاف و نوع دوستی و.... تاکیدشده و دوری و بیزاری از خطاهایی مانند؛ دروغ و خیانت و بی رحمی و دزدی و زنا و ربا و ریاکاری و تهمت و قتل و بی حیایی و... گوشزد شده است.
در هیچ دینی خیانت و دروغ و دزدی کار خوبی نبوده وبلکه رفتاری بسیار ناپسند است.
انسان برای تعاملات اجتماعی باید کار کرد های اجتماعی را بلد باشد ویا آموزش ببیند و قاعده مند و قانون پذیر و قانونگرا باشد.
تقریبا هر قانونی که دنیا برای بهبود کیفیت رفاه و امنیت فردی و اجتماعی تصویب می شود بنیه دینی دارد . زیرا باید بتواند باهمه باورهای فردی ملت ها همخوانی داشته باشد.
همه‌پیامبران آموزگاران جوامع بودند و راهنمای مردم در مهارت زندگی بوده و برای بهبود تعاملات اجتماعی تلاش کرده اند.
در واقع دینداری مردم باعث توسعه فردی واجتماعی می گردد.
هرچه انسان ایمان و باور بهتر وبیشتر و محکم تری برای زندگی درست داشته باشد مومن تر است و قانون گرا تر بوده امنیت بیشتری دارد و مردم از دست و دل و زبانش در امان خواهند بود.
ویژگی مومن همین قانون گرایی های اوست.که اورا فردی امین به جامعه معرفی می کند.
مال و جان و آبرو ناموس مردم از او در امان باشند و تاب آوری های بالاتری نسبت به پیشآمدها و رخداداهای نیک وبد زندگی شخصی خود داشته باشد و توانمندی های را در این مسیر برای خود ساخته باشد که بنیه این توانایی ها همان تاب آوری های اوست.
کسی که در هیچ شرایطی خیانت نمی کند و دروغ نمی گوید و دزدی و بی حیایی نمی کند، توانمند است! وقناعت و شکیبایی در برابر همه ناگواری های پیش رو دارد.
برای برون رفت از پدیده ها با برنامه های دینی زندگی می کند.
شرافت و انصاف خود در هیچ حالتی نمی بازد.
به باور من "نجیب" است یعنی خود مراقبتی بسیار فعال و بالایی دارد.!
توانایی درد و تحلیل دارد.
بی تفاوت به مسایل اجتماعی نیست و باانصاف به مسئولیت های انسانی و دینی خود عمل می کند
التزام عملی نسبت به باورهایش دارد و قانون فردی واجتماعی را فقط حفظ نمی کند بلکه به همه دانسته هایش عمل می کند و ملتزم به آن است.
از این رو ادیان به چنین افرادی دیندار و مذهبی می گوید دینداران واقعی و یا مذهبی ها واقعا "طلایی " رفتار می کنند.
"مذهب "از ذهب و طلا می آید و در واقع مذهب طلای درون هر کسی است.
انسان بی دین و بی مذهب ؛ امنیت و اندوخته و سوادی و اعتباری ندارد که بشود به آن تکیه کرد!.
مذهبی ها با باورهای درونی خود زندگی می کنند نه باد!.
بی گمان حزب بادی ها هیچ اعتباری ندارند. زیرا بنیه واساس و شاکله ای برای تاب آوری و توانمندی های خود ندارند.
انسان با هردینی که دارد به رستگاری می رسد.
و هردینی که کامل تر باشد به رستگاری و امنیت نزدیک تر خواهد بود.
به باور من دین در توسعه پذیری و توسعه یابی جامعه نقش بسیار کلیدی و موثری دارد زیرا دین با تربیت و آموزش جامعه، رابطه مستقیم و کامل و بالغی در تولید و نشر آموزه هاوباورهای راستین دارد!.
جامعه ی بی ادب و بی تربیت! یاجامعه آموزش ناپذیر و آداب ستیز روی پیشرفت را نخواهد دید و همیشه در مسیر باد و تند باد معلق و سرگردان است.
از سویی دیگر هر اندازه که دین بازی و سو استفاده ابزاری از دین در فرد و جامعه بیشتر باشد ناترازی و نا امنی و تناقص در فرد و جامعه بیشتر دیده می شود
باید ها و نبایدهای قانون دین برای اجرای دقیق آن است نه خواندن وحفظ کردن و عمل نکردن.!
هیچ کاتالوگی برای حفظ کردن و ثواب بردن نوشته نمی شود! بلکه همه کاتالوگ ها برای آموزش دیدن و مهارت آموزی است.
حال اگر کسی این کاتالوگ را از بر باشد چه امتیازاتی دارد؟
تردیدی نیست که محفوظاتش به او کمک می کند تا بتواند به درستی و دقت و درایت رفتار کند و از کاربری دانسته هایش بهره کامل ببرد.
انسان برای توسعه فردی راهی جز برنامه محوری و التزام به آن ندارد.
و دین تنهاترین و موثق ترین دستاویزی است که می تواند همه خردها را متفق و تجمیع و موافق نماید تا بتواند در سایه سار این امنیت پایدار مسیر رشد و رستگاری را بپیماید.

والی الله المصیر
حمیدرضا ابراهیم زاده
هشتم بهمن ۱۳۸۴
ویرایش ۱۰ دی ۱۴۰۴

تمامی حقوق مربوط به این اثر در انحصار مولف محفوظ می باشد


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه شانزدهم بهمن ۱۴۰۴ توسط حمیـــدرضـا ابراهیـــــم‌ زاده

حرف زور
یکی از ویژگی های این دنیا فساد آوری آن است و به دلیل مجموعه مختصاتی که در درک وفهم مفاهیم کلمات از جمله "لذت و ذلت" دارد در هر پدیده ای از مواد و حتی مجاز و معنا هم فساد به وجود می آورد.
چارچوب ناپذیری و ناهنجاری وانحراف و اعوجاج در هر چیزی در واقع فساد آن است.
خاصیت دنیا این است که کالبد گرایی و کالبد اندیشی را به هر چیزی تحمیل می کند واز این رو مبانی سنجش بودها ونبودها و توهمات دنیایی است.
وحتی در عالم معنا نیز نفوذ نموده وباعث نا هنجاری و سرانجام فروپاشی آن می گردد.
از این رو عرفا به خود سازی و خود مراقبتی های مستمر تاکید کرده اند.
امروزه بسیاری از هنجارهای نیک نیز دچار خدشه و فرسایش گردیده و شکل واقعی و زرین خود را از دست داده اند.
متاسفانه ناهنجاری هادر قالب های محترمانه و ومقدس مابانه در حال رشد بوده و به تدریج به سمت فساد و حذف اصالت ها خواهند گردید.
بسیاری از منابر وعظ و خطابه.
حلقه های عرفانی.
حلقه های زرد فرا روان درمانی و...
حلقه های تفسیر و تاویل قران ونهج البلاعه
قضاوت ها و وکالت ها.
رفتار خودنمایانه حجاب استایل ها...
مستعد فساد و انحراف هستند .
توهین ها وهتاکی ها به مقدسات و شعایر الهی.
حرمت شکنی ها
مراثی زور و تلاوتهای شاذ و...
مورد تهاجم توهم زیبا شناختی و خود برتر انگاری قرار گرفته و باعث آسیب به اصالت ها می گردند
این پدیده ها ابن الوقت به سراغ جامعه می آیند و قارچ گونه منتشر شده و رفتار غلط خود را بر جامعه غالب می کنند.
اغلب این خودسری ها و ناهنجاری ها با واژه نامانوس و غلط انداز "آتش به اختیار" گره خورده اند.
استفاده از نقاب معروف برای ادای منکر !
یعنی فتوای شخصی و نامنزه برای اقامه منافع شخصی.
ویا امر اراده خیر با ابزار شر....!
فوقاهم الله شر ذلک الیوم ولقاهم نضرة و سرورا... سوره دهر آيه ١١
قرآن تعبیر بسیار زیبایی دارد که می فرماید؛ توهم نیکو کاری!
گمان‌می برند که رفتار وپندارشان بسیار نیک و برآزنده است اما چنین نیست!!!
الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَهُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعًا. سوره کهف ۱۰۴
توهم در هرچیزی باعث فساد و فروپاشی است.
و حتی واژه" قول الزور" در سوره حج در قرآن نیز موءید این اصل از فساد پذیری است
قول زور؛ یعنی حرف بیهوده.
حرف مفت و بی پشتوانه
گاه به موسیقی غنایی هم قول الزور می گویند. آوازهایی که باعث بی خود شدن وافتادگی عقل و عواطف آدم منجر می شود!
حالت ریتمیک به شخص دست می دهد ویا حالاتی در بدن ایجاد می کند که نشان دهنده اوج بی خود شدن است.
تردیدی نیست که خداوند از حرمت شکنی ها و خروج از چار چوب ها خوشش نمی آید.
نگه داشتن حرمت خدا و مراقبت از آبروی خدا .
پاسداری از حرمت و احترام خدا باعث فراوانی نعمت و فزونی عزت خواهد بود.
آبرو وعزت خدا را با پارسایی حفظ کنیم.
وَمَن يُعَظِّمْ حُرُمَاتِ اللَّهِ فَهُوَ خَيْرٌ لَّهُ عِندَ رَبِّهِ وَأُحِلَّتْ لَكُمُ الْأَنْعَامُ إِلَّا مَا يُتْلَىٰ عَلَيْكُمْ
فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الْأَوْثَانِ وَاجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِحنفاء لله غیر مشرکین به...آیه ۳۰
کتابی را در دهه آغاز دهه دوم زندگی ام خوانده بودم که برایم سنگین بود؛
"هشت گفتار موسیقی غنایی" کتاب فوق العاده ای برای فهم چارچوب های "فقه موسیقی" بود.
با کمک استاد و بزرگان این کتاب را به صورت کامل خواندم وحتی برایش کلی حاشیه نوشته بودم.
کلی از پرده های پندار که به صورت توهم زیبایی فهمی در ذهنم نقش داشت پاره شد...
جوانی؛ سرمایه و دوست نازنینی است که خیلی زود از ما مفارقت می کند.!
اوقات خوش آن بود که با دوست بسر شد باقی همه بی حاصلی و بی خبری بود... حافظ
دانشِ کلمه ی "قول زور " را از کتاب هشت گفتار حقیقت موسیقی غنایی آقای اکبر ایرانی به یادگار دارم...
رفتارهای زننده ای که از وسط حلال و هنجار سر بر می آورد هم قول زور است.!
حجاب استایل و مداحی و مراثی شاذ قول زور است.!
تلاوت هایی که به آوازه خوانی و اجرای ملودی و تحریر های غنایی قول زور است.!
برای برون رفت از قول زور باید به چارچوب ها پایبند بود!
پایبندی به چار چوب ها و قانونمندی در واقع همان پارسایی و طلایی بودن است.
قوام و دوام هر امری به چارچوب پذیری آن است.

والی الله المصیر
حمیدرضا ابراهیم زاده
۸ تیر۱۴۰۴

تمامی حقوق مربوط به این اثر درانصار مولف محفوظ می باشد


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه شانزدهم بهمن ۱۴۰۴ توسط حمیـــدرضـا ابراهیـــــم‌ زاده

آبرو
یکی از ارزشمند ترین داشته های هر موجودی در آفرینش آبرو است.
آبرو سرمایه وثروت بزرگی است که باعث می شود بسیاری از نیکی ها وزیبایی های عالم رقم بخورد و پیرو این ارزشمندی و اعتبار برای انسان آبرومندی عامل تمام تلاشهای اوست.
آفریننده مهربان نیز انسان را با کرامت و آبرو قیمت گذاری فرموده است‌.
تقریبا همه ی تلاشها و پویشهای انسان برای بدست آوردن سرمایه ی آبرو و عزت واعتبار و احترام است.
انسان با تاب آوری ها و توانمندی های خویش ، خود را به آبرو واحترام و اعتبار می رساند و هرگز برای بدست آوردن نیازمندی های گذرای خویش آبرویش را نمی فروشد.
خریدار آبرو کسی جز آفریننده ی آبرومند و عزیز نیست. که آبرو را به بهترین قیمت می خرد و برای فروشنده بهترین پاداش ها را در نظر می گیرد.
از این رو ،آبروی خداوند نیز از ارزشمندترین و محترم ترین و مقدس ترین داشته های هستی و کائنات محسوب می گردد.
هر کس که برای خود عزت وآبرومندی می خواهد،باید عزت و حرمت وآبروی خدارا پاسداری کند و احترام حضرت حق را در همه حال نگاه دارد.
هر کس که با عزت وآبروی خدا بازی کند ویا حرمت اورا نگاه ندارد بی آبرو وبی حیثیت می شود.
عزت از آن خداست و به هر آنکه خود بخواهد می بخشد
ان العزه لله جمیعا
در حقیقت کسانی که احترام خدا را نگاه می دارند، به خود احترام می گذارند وعزیز خدا وخلق خدا می شوند.
ان الذین آمنوا وعملوا الصالحات سیجعل لهم الرحمان ودا.
آنهایی که خدا باور و نیکو کردارند ، خداوند محبت آنان را در دل ها می افکند.
آبرومندی برای خدا پیروی از دستورات وبایدها و نبایدهای اوست. هرکه از دستورات خداوند سرپیچی کند و یا احترام خدا را نگاه ندارد و به خدا بی احترامی کند ، درواقع با او اعلان جنگ نموده است و آنکه برای از بین بردن آبروی خدا از هر رفتار گزنده و ستمکاری ومنکری رویگردان نیست خدا را با خود دشمن نموده است.
خداوند نسبت به کسانی که پشیمان شوند دلسوز و مهربان است اما نسبت به گردن کشان و متوهمان بسیار جبران کننده است.
شهدا آبروی خود را قبل از جان نثاری به خداوند فروخته اند و پاداش بزرگی را در ازای جان فروشی و آبرو فروشی دریافت خواهند کرد که شرح این پاداش ها در نصوص مقدس درج شده است.
آنانی که مال و آبروی خود را برای خدا و اعتلای کلمه ی حق می دهند نیز از حرمت و اعتبار بالایی در پیشگاه حضرت آفریننده برخوردارند.
برای آبرومندی و عزت باید با نیک باوری و آمرزش خواهی و نیکوکاری به خدا نزدیکی وتقرب جست
که همه ی سرمایه ها و عزت مندی و آبرومندی نزد اوست.

والی الله المصیر
حمیدرضا ابراهیم زاده
۲۱ دی ۱۴۰۴

تمامی حقوق مربوط به این اثر درانحصار مولف محفوظ می باشد


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه شانزدهم بهمن ۱۴۰۴ توسط حمیـــدرضـا ابراهیـــــم‌ زاده

توانمندی های روح مجرد و کرامت انسان میانه رو
بسم الله الرحمن الرحیم
وَلَا تَنفَعُ الشَّفَاعَةُ عِندَهُ إِلَّا لِمَنْ أَذِنَ لَهُ حَتَّىٰ إِذَا فُزِّعَ عَن قُلُوبِهِمْ قَالُوا مَاذَا قَالَ رَبُّكُمْ قَالُوا الْحَقَّ وَ هُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ ( سوره سباء 23)
سوای بسیاری از حرف های منطقی که قواعد زمانی و زمینی آن را اثبات می کند..
از بزرگترین مشکلات ما در فهم قدرت انسان ، انکار روح بزرگ و توانمندی های روح وقدرت شفاعت خواص و کارگشایی آنان است.
پیچیدگی هایی که از سوی کالبد فیزیکی و دانش های کالبدی پاسخی برای آن نیست.
و انسان نمی تواند با توجه به گرایشات عمیق زمینی و کالبد خواهی های افراطی گرایانه ی خود، آن را درک کند و از فهم بسیاری از مفاهیم تجرد و روح مجرد عاجز است.
تاب آوری هایی که تبدیل به دلبری و پیروی می شود و خداوند این رفتار انسان را معاشقه با خود می داند؛
قل ان کنتم تحبون الله فاتبعونی یحبب کم الله ویغفر لکم ذنوبکم... سوره آل عمران آیه ۳۱

در واقع پیشوایان ما و بسیاری از اولیای خاص خدا گرایشات شان به کالبد زمینی معتدل بوده و یا فاقد هر گونه گرایشی برای زمین خواهی بوده اند.و دوخته به زمین و خواهشها و آرزوهای زمینی نبوده اند که خواستار دگرگونی اراده خدا برای کیفیت رحلت خود باشند !
و تردیدی نیست از خواست خدا خشنودند و علاقه ای به تکاپوی دنیا مانی ندارند.
یا ایتها النفس المطمئنه ارجعی الی ربک راضیه المرضیه فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی. سوره فجر آیات ۲۷ تا ۳۰
همواره از زبانشان جمله طلایی "الهی رضا برضاک" جاری بوده است.
از این رو به رزق و روزی هایی که از بابت دلبری برای خدا داشته اند؛ راضی وخشنودند و مطالباتشان میانه روانه است.
و خداوند نیز برای شان بغیر حساب هایی را در نظر گرفته است که توانمندی خودشان محسوب می شود و انسان آن را کرامت و اعجاز می شناسد و معجزه برداشت می کند.
یا ایهاالذین آمنوا ابتغوا الیهم الوسیله و جاهدوا فی سبیله لعلکم تفلحون. سوره مائده آیه ۳۵
بکار گیری ابزار های شفاعت و تلاش برای حرکت در مسیر تکامل و اعتدال امری مرسوم برای حرکت و حتی عبور از بحران ها است.
و همانطور که‌گفته شد ؛شفعاء و وسایل نیز بر اثر تاب آوری ها و دلبری ها به توانمندهایی رسیده اند و صلاحیت لازم را برای شفاعت و وساطت یافته اند‌.
توانمندی هایی که با تاب آوری ها و هزینه دادن ها شکل گرفته است به انسانی که روح بزرگ دارد توانایی کارهای بزرگ می دهد، اعطا می شود.
ارواح مطهر کدام امام و کدام پیشوای ما کمتر از قدرت روحی مرتاضان و صوفیان و عرفای ملموس ما بوده اند.
وقتی از شیخ رجبعلی خیاط و احمد چلویی و عبدالکریم کشمیری و علی آقا قاضی و..‌ کار هایی بر می آید که خواص را اقناع می کند و اذهان حسابگر و دقیق باهوشان را مسحور می نماید.
چطور قمر بنی هاشم پس از آزادی از کالبد زمینی خویش نتواند کارها صورت بدهد؟
ارواحی که از جسمها رهاشده وهیچ تمنایی جز لقای پرودگار ندارند ودر کنار رحمت حق زندگی می کنند.
والبته آثار دلبری هایی خدا پسندانه هم هست که موجبات فضل را برای اهل فضل و فضیلت فراهم می کند و خداوند نیز اولویتهای بلا عدل و پذیرش شفاعت را با فضل خود چاره می کند.
اگر قرار به عدل و حساب کتاب باشد؛ پس وای به حال من و امثال من. ما امیدمان به فضل اوست.
و الی الله المصیر
حمیدرضا ابراهیم زاده
۱۴ بهمن ۱۴۰۴
عید برات ۱۴۴۷

تمامی حقوق مربوط به این اثر در انحصار مولف محفوظ می باشد


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه شانزدهم بهمن ۱۴۰۴ توسط حمیـــدرضـا ابراهیـــــم‌ زاده

عصر قانون ستیزی
با فرایند مقتضیات زمان بر روش های زندگی ودستیابی به امنیت و رفاه و آسایش ، نقش قوانین آزار رسان و به روز نشده بر نا هنجاری و نارضایتی های اجتماعی محرز بوده و خود را به شکل شکاف در طبقه های فکری و اقتصادی اجتماعی ابراز می کند.
بااین رویکرد که ارزشها و هنجارها بعلت سو استفاده های ابزاری برخی از نخبگان و گروه های خواص مورد تردید و چالش واقع شده اند ؛ما در عصر انحطاط قرار داریم.
وقوانین چند پهلو و دست و پا گیر و آزار رسان باعث آسیب به اصالت قانون پذیری گردیده است و مانند سرطان بر قامت جامعه استیلا پیدا کرده و تمام بافت ها و سلولهای سالم توسط این بخش سرطانی مورد تهاجم قرار می گیرد.
قانون ستیزی و ارزش گریزی بصورت نرم خود را در رفتارهای جامعه جای داده است.
هرچند ارزشها وهنجارهای نیک مورد استقبال عقلا و خردمندان و بخشهای وسیعی از جامعه است اما در نسل جدید این گستردگی فرسایشی فنا پذیر است.
زیرا مفاهیم و کارکرد ارزشها در دوره ای با ابزار ریا و استفاده های ابزاری توسط گروه هایی از خردمندان و نخبگان وحتی عوام منفعت جوی جامعه مخدوش شده است و حاصل آن تردید و دهن کجی به اصالت باورها ارزشهای راستین است
چنانچه به نام ارزشها وباورهای نیک مردم را به حکومت ارزشها دلگرم کنند ولی در آن اثری از واقعیت های ارزشی و عزت و رفاه نباشد وجز تزویر و زر و زور هیچ اهرمی حاکم نباشد ؛
تردیدی نیست که خردمندان نیک خصال و طبقات آرزومند مردم و بخش آسیب پذیر از آن دلزده شده و به همه ارکان ارزشی آن تردید می کنند و در این تردید همه هیمنه ارزشها فروپاشی می کند!
ارزشهایی که به قوانین رسمی و عرفی تبدیل شده است می تواند مهارت زندگی مردم جامعه را تامین کند و اسباب عدالت اجتماعی و رفاهی را پدید آورد نتواند به هر بهانه و دلیل و علتی آسایش و آرامش و عزت را به ارمغان بیاورد تیشه به ریشه خود می زند وایجاد تزاحم نموده و حتی با آن مبارزه هم شده و تقدیس زدایی خواهد شد!
قانونی که درآن تبعیض خواهی و رانت طلبی امکانپذیر باشد و برای همه عادلانه و منصفانه و یکسان نباشد و یا قانون گذار و نگهبانان آن خود را از آن فراتر بدانند هرگز نمی تواند پاسخگو و اقناع گر همه ی طبقات و نسل ها باشد و پیرو آن فرار و ستیزه با آن رخ می دهد.
از این رو نسل جدید بخاطر به روز رسانی سایر جنبه های زندگی تاب آوری چندانی برای تعامل با قوانین وارزشهای مورد تردید واقع شده نخواهند داشت و از آن گریزان می شوند.
نسل جدید در ارزیابی های شتابزده خود حوزه های عدالت آموزشی واجتماعی و اقتصادی را بصورت رندمی و بسته بررسی می کنند ودرباره آن قضاوت کلی می کنند و نهایتا با همان ابزارهای به روز رسانی شده محکومیت قانون ناقص الخلقه را محرز می کنند و پس از رای اجرای حکم را بدون تجدید نظر خواهی اعمال می کنند. رای صادره قطعی بوده و امکان تصرف در آن را بر نمی تابند.
شاید دراین نوع قضاوت مقایسه ای و یا پایاپای بتوان حق را به آنان داد.
اما بستر این نوع قضاوت هم بخاطر همان قوانین ویا دستاویز چپاول اغنیا و خواص از ضعفا و عوام چیزی جز سهل انگاری و بی دقتی های عامدانه نیست.
از این رو هم قوانین نیاز به بازنگری در ادوار نزدیک داشته و باید فرا گیرتر نوشته شود وتمام خلا ها و حیله ها و راه های فرار از آن باید مسدود گردد و از سوی دیگر التزام عملی به قانون برای همه افراد و طبقات جامعه اجباری گردد وبرخورد با قانون ستیز و قانون گریز در هر طبقه ای بدون هیچ اغماضی صورت بپذیرد تا تبعیض نتواند وارد حریم و محوطه قانونی گردد...
خداوند نیز برای کرامت انسان در ادوار مختلف پیامبرانی را از جنس مردمان زمان خویش مبعوث می نمود تا عدالت و برابری و مهارت درست زندگی را اقامه کنند.
بی گمان برانگیختن و دعوت پیامبران برای رواج قسط و عدالت وقانون مندی و مهارت در زندگی برای تکامل و بلوغ و عزت و رفاه و آسایش و رستگاری بوده است.
التزام به دینداری نیز مهمترین ره یافت برای حرکت به سوی توسعه وعدالت است.
والی الله المصیر
حمیدرضا ابراهیم زاده
۱۶ بهمن ۱۴۰۴

تمامی حقوق مربوط به این اثر درانحصار مولف محفوظ می باشد


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه شانزدهم بهمن ۱۴۰۴ توسط حمیـــدرضـا ابراهیـــــم‌ زاده
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک